1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

گوناگون

هر شکلی از سوسیالیسم متضمن نوعی بردگی است.

  یکی از آثار ماندگار اسپنسر، «انسان در برابر دولت» نام دارد که می‌توان آن را اثری درزمینهٔ اندیشه سیاسی و اقتصادی قلمداد كرد و متشکل از چهارمقاله مفصل است. مقاله نخست «محافظه‌کاری جدید» نام دارد که در آن با نگاهی تاریخی به منشأ و ریشه‌های دو حزب محافظه‌کار و لیبرال (ویگ و توری) می‌پردازد و خاستگاه اجتماعی و اقتصادی آن‌ها را موشکافی می‌کند. آنگاه این موضوع را بررسی می‌کند که چگونه لیبرال‌ها در دام قانون‌گذاری‌های متعددی افتادند که با اهداف خیرخواهانه در ارتباط بودند اما پس از مدتی همین قوانین تبدیل به اهرم‌هایی برای فشار بر جامعه و محدود کردن آزادی‌های اجتماعی و اقتصادی افراد شد.

بیشتر بخوانید ...

درآمدی بر دو نظریه‌ «حقوق اساسی» و «پادشاهی قانونی»: چند بررسی تاریخی و عملی در اروپا

  ورنون بوگدانور، استاد بازنشسته‌ی علوم سیاسی دانشگاه آکسفورد و استاد نخست‌وزیر کنونی بریتانیا، دیوید کامرون، در کتاب «پادشاهی و مشروطه» (۱۹۹۵) می‌نویسد بااینکه نظام پادشاهی «علت» ثبات سیاسی نیست، اما باثبات‌ترین کشورهای اروپایی در سده‌های گذشته حکومتی پادشاهی داشته‌اند. در اروپا تا سال ۱۹۱۴ یعنی آغاز جنگ اول جهانی تنها سه جمهوری وجود داشت: فرانسه، پرتغال و سوییس. بعدازاین جنگ بود که هشت پادشاهی، پنج امپراتوری و هجده سلسله در اروپا از میان رفتند. بوگدانور اعتقاد دارد دلیل فروپاشی پادشا‌هی در این دوره بیشتر ناشی از شکست‌های نظامی سه امپراتوری بزرگ اتریش-مجارستان، روسیه و آلمان بود تا گسترش باورهای جمهوری‌خواهانه. هرچند یونان و ایتالیا به شیوه‌ای مسالمت‌آمیز و قانونی جمهوری شدند اما دلیل گسترش جمهوری‌ها بیشتر به دلیل شکست امپراتوری‌های پیشین و جست‌وجو برای یک مدل جایگزین در شرایط خلأ بعد از جنگ بود. از سوی دیگر، حکومت قانون (مشروطه) کم‌وبیش در تمامی کشورهای اروپایی و امریکا در چند سده‌ی اخیر، جز در موارد مقطعی، حاکم بوده است و اگر اتفاقات جنگ جهانی اول را برحسب آنچه گفته شد مستثنایی با دلایل مشخص توازن قوا در سطح جهانی بدانیم، می‌توانیم «حاکمیت حقوق اساسی» (مشروطیت) را مهم‌ترین الگوی سیاسی غرب در دوران مدرن بدانیم.

بیشتر بخوانید ...

دین‌داران لیبرال؛ صحیح مهجور در برابر غلط مشهور

  در نگاه دین‌داران لیبرال و باورمندان به حقوق طبیعی، اولاً مشیت الهی بر آن قرارگرفته است که انسان در انتخاب خود آزاد باشد، اما درعین‌حال این آزادی واجد مسئولیتی باشد که پرسش از آن به جهانی دیگر موکول می‌شود. ثانیاً هدف از خلقت انسان شدن نیست، بلکه حفظ گوهر انسانی است که تمامی انسان‌ها از بدو تولد از آن برخوردارند و تمامی تلاش‌ها علیرغم افت‌وخیز و فرازوفرودها معطوف به حفظ این گوهر ناب انسانی است. در این اندیشه پیامبران مسیطر، چیره و برتری‌جو، نیستند بلکه مذکر، یادآوری کننده و راهنما هستند. نقش پیامبران نمایاندن راه است و نه راه بردن و راهبری! جوهر این نگاه بر پایۀ به رسمیت شناختن منشأ حقوق طبیعی یعنی ارادۀ الهی است. انسان‌ها به‌واسطۀ اینکه مشیت الهی بر پاک نهادی‌شان قرارگرفته است، واجد حقوقی هستند که منشأ آن‌ها طبیعت و سرشت انسانی است که خدای عالم مأموریت نوع انسان را شایسته بهره‌مندی از این حق قرار داده است. بر پایۀ چنین تبیینی فلسفۀ بعثت پیامبران نه اکراه مردمان در دین‌داری و به‌زور به بهشت فرستادن آنان، بلکه تشویقشان به بازگشت به خویشتن و مشارکت در این تجربۀ جمعی بشر برای رسیدن به سعادتمندی و افزودن بعدی اخروی به این مانیفست رستگاری است. این نگاه مبنای فکری مسلمان لیبرال (و نه لیبرالیسم اسلامی) را تشکیل می‌دهد.

بیشتر بخوانید ...

سه راهه‌ی واکنش به مدرنیته

  گرچه پایه‌ی سوسیالیسم غیر ایدئولوژیک در ثلث پایانی قرن نوزده در گوتا گذاشته شد، اما تحول در سیاست نسبت به تحول در هنر به‌کندی پیش رفت و نیاز به زمان بیشتری داشت. چون در این قلمرو مقاومت ایدئولوژیک شدیدتر بود. با این ترتیب تحول پایه‌ای در اندیشه‌ی سیاسی به امکان رهایی از سلطه‌ی ایدئولوژی نیاز داشت که باید به یاری دو آلترناتیو یا دو نهضت فکری دیگر انجام می‌پذیرفت. در ثلث آغازین قرن بیستم، همچنان که در مطبوعات آن زمانی احزاب سوسیال دموکراتیک آلمان و اتریش پژواک یافت، ایدئولوژی زدایی از طریق آشتی با کانت آغاز شد. در آثار مارکسیست‌های نوکانتی در این زمان حتا تابوی واژه‌ی ترانساندانتال کانت نیز شکسته شد. در ادبیات جدید سوسیالیستی از مارکس به‌عنوان فیلسوفی که انسان برای او ترانساندانتال است، یاد شد و با این ترتیب بر نگرش در اساس فرا طبقاتی مارکس بر انسان تأکید شد. «طرح آشتی با کانت به‌وسیله‌ی سوسیالیست‌های کانتی مانند لودویگ ولتمن و کارل فورلندر درواقع نقش این پیش‌آگهی تاریخی را بازی کرد که در قلمرو اندیشه‌های مسلکی و دینی، دفاع از لیبرالیسم پیشرفته‌تر از دفاع از سوسیالیسم است»

بیشتر بخوانید ...

تحریم و لیبرالیسم: کمربندها را ببندید، اتوبوسی که باید ترمز کند

  گردن کشی‌های سیاسی یک نظام در عرصه بین‌المللی و گفتمان تهدیدآمیز آن مجامع جهانی را نسبت به کلیت آن نظام بدبین کرد و این بدبینی زمانی پررنگ‌تر شد که آن نظام حاضر به اطاعت از قراردادهای بین‌المللی در عرصه‌ی اتمی نشد. دو گزینه روی میز بود. جنگ یا تحریم. تحریم برای کشوری مثل ایران گزینه مناسب‌تری تشخیص داده شد که با هزینه کمتر شاید بتوان جلوی فاجعه‌ای انسانی را که بر اساس حدس و گمان بوده و هست گرفت. در روایت بالا هیچ خشونت و ظلمی پنهان نیست تا زمانی که خواننده خود را شهروندی ایرانی در نظر نگیرد. تفاوت فلسفی-سیاسی از اینجاست که شروع می‌شود. دیدگاه شهروند ایرانی ناسیونالیسم لیبرالی است و دیدگاه مخالف که شاید بتوان آن را شهروند جهانی نامید، لیبرالی است.

بیشتر بخوانید ...

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…